تبليغاتX
Just lick it
اي معشوقه ي شيرين من كه تا به لبم نرسيده اي از خجالت گناه نكرده آب مي شوي؛

كمي بيشتر طاقت بياور!!

 

بستنیش خوشمزه تره!اوومممم... 

+  87/11/30    شوکول  | 

"به نام آفريننده ي تك مهندس ديار بستني ها"

موضوع انشا:‌ علم بهتر است يا بستني؟!

من بستني دوست دارم. من علم دوست دارم. من ثروت دوست دارم؛چون مي توان با آن بستني يا شايد علم خريد! مادرم ميگويد تو بايد علم ياد بگيري تا در آينده كار خوبي پيدا كني و روي پاي خودت بايستي؛‌ ولي من نمي فهمم مگر مي شود روي پاي ديگران هم ايستاد؟! حتما بايد پاهاي خودت باشند ديگر!  مادرم مي گويد: اين عشق بستني آخر كار دستت مي دهد! اين قدر در گرما و سرما چون عاشقان سينه چاك با دل و جان بستني مي ليسي كه آخر يا قند ميگيري يا چاق ميشوي مي ماني روي دستمان!‌ اينقدر هم از بستني ننويس به دَرسَت لطمه مي زند! ولي خب به قول شاعر اگر با من نبودش هيچ ميلي ... چرا ظرف مرا بشكست ليلي؟!!

بالاخره من بين خوب و خوبتر علم را برگزيدم و دارم آماده ميشوم بروم چين!‌ پس كمتر آپ مي كنم تا همه ي شما در فِراقم چون فندك بسوزيد! تا ديگر وقتي پدرم دوباره مپرسد:‌ درسا چطوره؟‌ نگويم:كمي تا قسمتي ابري هَ هَ هَ و بعد بحث را عوض كنم! تا ديگر وقتي دوستانم نمره ام را مي فهمند نگويند:‌ با اين اندازه درس خوندن زيادت هم هست!‌ و من هم هي با چَشمان اُفليا آرميده بر بستر آبگير در اعماق آب نگاه نكنم كه وَه! چه زيبا، با شب امتحان درس خواندن،‌ نمره ي حياتي را ميگيرم تمام ميشود مي رود پي كارش ديگر!

حقيقتا قول مي دهم با چسب رازي هم كه شده خودم را به صندلي بچسبانم تا ديگر وقتي صدايي مي شنوم جَلدي ندوم ببينم چه خبر است و آنجا تِلِپ شوم! نصف عمر مفيد من در اين خوابگاه صَرف ژاژ خائيدن(در حين خواندن انشا:) (كنايه از حرف بيهوده زدن) مي شود ؛‌ نصف ديگرش هم صرف سوژه شكار كردن براي همان ژاژها!!

نه خيرم!‌ اصلا هم شبيه دفعه هاي قبل نيست كه مي گفتم اين ترم ديگر نمي گذارم براي شب امتحان...عصبانی

در آخر نتيجه مي گيريم كه من هيچ جايي نمي روم و همه ي شما را مثل عقاب زيرنظر دارم و علم خيلي خوب است؛ مثل بستني‌‌ !!

(صداي تشويق ممتد!)   تشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویق    . . .   

 

بستنیش خوشمزه تره!اوومممم... 

+  87/11/19    شوکول  |